بامـــــــــیـــــــــــان امـروز

حقایق پشت پرده و نا گفته های بامیان

جنجال علمای دینی ورس بر موضوع ازدواج با دختر سادات

علمای دینی بامیان، دامن زدن به مسائل قومی را محکوم کردند
شمار کثیری از علمای دینی در ولسوالی ورس بامیان، با گردهمایی در مرکز ولسوالی، تفاخر طلبی نژادی و دامن زدن به مسائل قومی را محکوم کردند.
آنان می گویند که چند روز پیش سید اسحق واعظ رئیس شورای علمای ورس در سخنرانی اش فتوا صادر کرده بود که ازدواج دختر سادات با اقوام غیر سادات قبیح است و از نظر شرعی حرام است.
به گفته آنان؛ تعداد کثیری از علمای دینی،اعضای جامعه مدنی،متنفذین و نماینده های شورای ولایتی ، روز 26 سنبله سال روان خورشیدی، با گردهمایی در مرکز ولسوالی ورس، این فتوای رئیس شورای علمای این ولسوالی را که از سوی سایر علما دامن زدن به مسائل قومی و تفاخر طلبی نژادی خوانده شده، محکوم کردند.
محمد موسی احسانی از علمای دینی ولسوالی ورس در پیوند به این موضوع به رسانه ها گفت:" روز پنج شنبه هفته قبل، سید اسحق واعظ رئیس شورای علمای ولسوالی ورس در سخنانش ادعا کرده بود که اگر کسی از قوم سادات دخترش را به پسری از قوم دیگر نکاح کند و هر کسی از قوم دیگر که قصد ازدواج با دختر سادات را داشته باشد، کافر و مرتد است و ازدواج شان از لحاظ شرعی قباحت دارد و حرام است".
احسانی اضافه کرد:" به همین دلیل شمار زیادی از علمای دینی ورس، روز 26 سنبله با گرد همایی در مرکز ولسوالی، این حرف سید اسحق واعظ رئیس شورای علمای ورس را محکوم کرده و از او در این زمینه خواستار اسناد شرعی برای اثبات ادعایش شدند که متاسفانه آقای واعظ فرار کرده و در جلسه علما اشتراک نکرد".
این عالم دینی، فتوای سید اسحق واعظ را تفاخر طلبی نژادی و دامن زدن به مسائل قومی می داند.
او می گوید:" حرف آقای واعظ هیچ گونه وجهه شرعی و قانونی ندارد، چرا که دین مقدس اسلام و قانون اساسی افغانستان، هر نوع تبعیض قومی، نژادی و زبانی را ممنوع قرار داده و معیار برتری مسلمانان را فقط در تقوا و دینداری آنها می داند".
این عالم دینی می گوید:" احتمال قوی می رود که این فتوای رئیس شورای علمای ورس، از قضییه قتل شکیلا در خانه واحدی بهشتی و فرار یک دختر سادات با پسری از قوم دیگر از ولسوالی ورس، تاثیر پذیرفته باشد".
او تاکید کرد که به احتمال بسیار قوی، این فتوای غیر منطقی و اسلامی سید اسحق واعظ، از قضییه قتل دختر شانزده ساله بامیانی(شکیلا) در خانه سید هادی واحدی بهشتی عضو شورای ولایتی بامیان و فرار یک دختر سادات با پسری از قوم دیگر از ولسوالی ورس، نشأت گرفته باشد.
براساس اظهارات او؛ این فتوا به صورت قطعی از سوی خانواده بهشتی که در ولسوالی ورس نفوذ داشتند، دیکته شده است.
اما سید هادی واحدی بهشتی عضو شورای ولایتی بامیان، این ادعای علمای دینی ولسوالی ورس را رد کرد.
در همین حال حاجی احمدی رئیس شورای علمای مرکز بامیان نیز به رسانه ها گفته است که از لحاظ شرع شریف، در ازدواج دختر سادات با اقوام دیگر هیچ گونه مشکلی وجود ندارد، بلکه در حدیثی توصییه نیز شده است که سادات و اقوام دیگر باید از طریق ازدواج با هم خویشاوند شوند.
محمد سجاد محسنی سخنگوی شورای علمای بامیان نیز گفت که در تمام رساله های مراجع بزرگ تقلید صراحت دارد که در مسئله نکاح و ازدواج هیچ فرقی بین سادات و غیر سادات وجود ندارد.
او می گوید:" هرکسی ادعا کند که ازدواج دختر سادات با اقوام غیر سادات حرام است، خودش منکر شریعت اسلامی بوده و کافر محض به شمار می رود.
از سوی دیگر عبدالاحد فرزام رئیس دفتر ساحوی کمیسیون مستقل حقوق بشر در زون مرکزی می گوید که طبق میثاق بین المللی حقوق بشر و قانون اساسی افغانستان، آزادی در ازدواج، حق مسلم هر شهروند افغانستان است و هرانسانی می تواند به صورت آزادانه و بدون هرنوع اعمال فشار با هرکس دیگری که بخواهد ازدواج کند.
فرزام تبعیض قایل شدن بین انسان ها را خلاف موازین حقوق بشری و قانون اساسی افغانستان دانسته علاوه کرد:" اعلامیه جهانی حقوق بشر و قانون اساسی افغانستان، در تمام عرصه ها انسان ها را برابر دانسته و قایل شدن هرگونه تبعیض بین آنها را ممنوع کرده است".
او افزود:"انسان ها بدون در نظرداشتن، تعلقات قومی، نژادی، جنسی و مذهبی با هم برابر بوده از حقوق مساوری برخورد هستند که این برابری در حق ازدواج هم مصداق پیدا می کند و تمامی انسان ها می توانند بصورت مساویانه از حق آزادی ازدواج برخوردار شوند".
رئیس دفتر ساحوی کمیسیون مستقل حقوق بشر در بامیان، ترویج مفکوره هایی که زمینه ساز نقض حقوق بشر می شود را خلاف موازین حقوق بشری و قانون اساسی افغانستان خوانده اضافه کرد:" عاملان این نوع تبلیغات که با استفاده از آزادی بیان منکر حق دیگران می شوند، باید از سوی ارگان های امنیتی مورد پیگیرد قانونی قرار گیرند".
به گفته او؛دفتر ساحوی کمیسیون مستقل حقوق بشر در بامیان، در مورد فتوای رئیس شورای علمای ولسوالی ورس این ولایت، تحقیق کرده و قضییه را پیگیری خواهد کرد.

برگرفته از صفحه فیسبوک بچها

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1391ساعت 16:12  توسط درد مند بامیانی  | 

سخن چند در مورد تظاهرات شبانه دانشجویان بامیان

هر قشری خالی از اشتباه نیست. اما قشر دانشجویی باید اشتباهش کمتر باشد. در تظاهرات اخیر باوجودی آنکه غفاری این گزارش را به سلیقه خود نوشته و مثل هر وقت به مشوره درباریان سرجنبانیده اما دانشجویان اشتباهاتی را کرده اند. باید در هرتظاهراتی قبل از قبل مجوز گرفته شود. وقتی برای خود یک دانشجو حق می خواهند راحتی دیگران را هم صلب نکنند.آن شب همه مردم به تشویش شدند فکر می کردند که طالبان آمده زیرا شایعات وجود داشت که طالبان در زرگران نفوذ کرده اند.
این هم گزارش هادی خان غفاری:

باميان (پژواک،٢٦ سنبله٩١): صدها تن در شهر باميان در اعتراض به بى برقى، دست به مظاهرۀ شبانه و اغتشاش آميز زدند و پوليس، شمارى از آنان را بازداشت نمود. آنان، ساعت ٧:٠٠ شام گذشته با شعارهای "ما برق میخواهیم"، از بازار بامیان الی مقر ولایت راهپیمايى نموده و دست به اسلحۀ پولیس نیز بردند؛ اما بامقاومت پولیس موفق به خلع سلاح ...
پولیس نگردیدند. قرار چشمديد خبرنگار آژانس خبرى پژواک، مظاهره چيان که در بين شان محصلين و مردم عام ديده ميشد، در مقابل شعاع چراغ موترهاى رينجر پوليس راهپيمايى مينمودند، در اوايل شعار شان بر ضد برق بود؛ اما سپس به شعارى هاى ضد والى و ضد امريکا مبدل گرديد. آنان، شیشه های ساختمان رياست حج و اوقاف و دو موتر رينجر پولیس را شکستاندند؛ اما پوليس قوماندانی امنیه و امنیت ملی، وارد عمل گردیده و به شدت آنانرا کنترل مینمودند تا از خرابی های احتمالی بیشتر جلوگیری نمایند. تعداد آنها در اوايل به حدود سه صد تن ميرسيد؛ اما زمانى که در مقابل دفتر ولايت تجمع نمودند، شمار آنان به يکصد تن کاهش يافت. یکتن از مظاهره چيان که نخواست اسمش ذکر شود گفت: به علتى که شناسايى نشوند، مظاهره را شبانه بخاطر بی برقی به راه انداخته بودند. وى افزود که دولت در فکر مردم باميان نيست و شهريان باميان، شب را در تاريکى سپرى ميکنند و بايد دولت در اين مورد توجه جدى کند؛ در غير آن تظاهرات شان ادامه پيدا خواهد کرد. اما محمد نادر يکتن ديگر گفت: "مه وختى که ديدوم مردوم از بازار تير ميشن و شعار بى برقى ره ميتن، مه هم کتى شان يکجا شدم، مگم نميفاميدم که خرابى ميکنن؛ اگر ميفاميدم، کتى شان يکجا نميشدم." پوليس نيز ميگويد که این تظاهرات و راهپیمايى، خلاف قانون بوده و در شب، کسی حق برپايى مظاهره و آنهم به شکل غيرمسالمت آميز را ندارد و اگر مظاهره بر پا ميشود، باید ٢٤ساعت قبل، پولیس در جریان گذاشته شود؛ اما مظاهره چيان، این کار را نکرده بودند. احمد علی یارزاده مسوول مطبوعات قوماندانی امنیۀ بامیان گفت که این تظاهرات، تا ساعت ٩:٣٠ شب ادامه پیدا نموده و تظاهرکننده گان، شعارهای ضد حکومت را نیز سر میدادند. به گفتۀ وى، معترضين در دو مورد، دست به سلاح پولیس نیز بردند که چهار تن از عاملان این اغتشاش، دستگیر شده اند. منبع افزود: "در میان مظاهره چیان، يکعده اوباشان از محصلین سوء استفاده نموده و اغتشاش به راه انداخته بودند." مسوول مطبوعات قوماندانی امنیۀ بامیان، خاطرنشان کرد که در مورد عوامل اصلی این اغتشاش، تحقیقات بیشتری در حال اجرا است تا عوامل اصلی آن، مشخص و بازداشت گردند. برق، یکی از مشکلات اساسی بامیان است؛ مرکز باميان که در آن، حدود ١٠ هزار خانواده و چهارهزار دکان وجود دارد، برق دولتى ندارد و آنان از جنراتورهای دیزلی، برق آفتابى و چراغ و هريکين استفاده میکنند. گفتنى است که سال گذشته، محصلین بخاطر بی برقی نيز در شهر باميان به مظاهرۀ شبانه دست زده و تا چوک شهر، راهپیمايی نمودند.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391ساعت 14:17  توسط درد مند بامیانی  | 

آیا سو قصد به جان استاد محقق در بامیان واقعیت دارد؟

شاید همگی خبر دار شده باشید که به جان استاد محقق گویا در بامیان سوقصدی صورت گرفت. بنده در همان شب به بامیان بودم. درگیری مخصتری صورت گرفت اما نشانه های از سوی قص دیده نمی شد. شاید همان حرف پولیس بامیان واقعیت باشد که این "یک سو تفاهم بود." اما این موضوع را نیز باید پولیس بیشتر وضاحت بدهد که چگونه سوتفاهم؟ و چرا آن صورت گرفت.

به هر صورت کار خوبی نشد جناب استاد در بین مردم خودش و در ولایت خودش به جانش سو قصد صورت گرفت هنوز زوایای پنهان قضیه پیش من نا پیداست.شما اگر چیزی را دریافتید به ما خبر بدهید!

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1391ساعت 9:46  توسط درد مند بامیانی  | 

یک بیماری مرگبار دربامیان دختران را خمیده قامت کرده است

از ولایت بامیان خبرمی رسد که درین فصل بی رحم سرما و انسداد راه ها، یک نوع بیماری خطرناک وواگیر درمیان ساکنان آن ولایت شایع شده است که علایم مشخصۀ آن درد کمر ومفاصل است که درنتیجه آن شماری از دختران جوان دراثر این بیماری خمیده قامت شده اند وبیم آن می رود که عوارض این بیماری منجر به سوء اندام درمیان مردم شود.


خبرگزاری پژواک گزارش داده است که این بیماری دراثر صرف شیرجوشانده نا شده به وجود آمده و حدود سه صد تن ازباشنده های بامیان را متأثر کرده است.
بروسلوز دارای علايم کسالت شديد، کم وزنی، بى اشتهایى ، درد شديد در استخوان ها و زرد شدن جلد و چشمان بوده که به  گفتۀ داکتران، بالاخره در يک مدت طولانى در صورتی که تداوی نشود، مريض را از بين ميبرد.

مدیر عمومی وترنری بامیان که بعد از سفر و سروی یکماهه از ولسوالی های پنجاب وورث، تازه به مرکز باميان برگشته، ميگويد که حدود ۱۲ دختر ۱۴ و۱۵ ساله را دیده است که به اثر مصاب به بروسلوز، قد خمیده شده اند.
وی می افزاید:((متاسفانه ادویه بسیار ناچیز از کلینیک ها وشفاخانه هاۍ پنجاب و ورث  برای مریضان داده میشود واکثریت این مریضان معلول ( لنگ) شده و درست راه رفته نمی توانند . ))
قرار اظهارات داکترحيدر، اگر این مریضان به وجه خوب تداوی نگردند احتمال شیوع آن بیشتر گردیده آمار مصاب شده ها بالا خواهد رفت.
محمد کريم ٤٥ ساله باشندۀ منطقۀ  گنداب ولسوالى پنجاب به پژواک گفت: ((شغل  ما مالدارى اس، ما مردم فقير هستيم  ومجبوريم که با حيوانات خود در يکجا زند گى کنيم. در خانۀ ما  و در دهليز حيوانات ما ميخوابند.))
اين مالدار علاوه کرد که بخصوص زنان  ودختران آنها با مواشى تماس دارند، شير آنرا مى دوشند و از پشم آن قالين مى بافند.
دختر مريض او که به کلينيک محل آورده شده و به شکل قد خميده راه ميرفت ، از درد شديد کمر و مفاصل مى ناليد  و ميگفت که تب و لرزه  او را مى آزارد.
اين دختر جوان علاوه کرد که آنها نمى دانند که تماس با حيوانات مريض و خوردن گوشت آنها ، چه عواقبى  دارد.
وى تصريح کرد که  پس از اين؛ نه تنها خودش از تماس با حيوانات مريض خوددارى خواهد کرد، بلکه دوستان و خويشاوندان خود را آگاهى خواهد داد که ازهمچون حيوانات دورى جويند.
صفر باشنده ديگر  ولسوالى پنجاب که به این مرض مصاب شده است، ميگويد که در قريۀ آنها ٩ تن ديگر نيز به اين مرض مبتلا هستند.
نامبرده با ذکر اينکه  دو عضو ديگر خانواده اش نيز از همچو درد رنج ميبرند، افزود: "کمردردى و پاى دردى داشتم، بعداً دچار سردردى و تب شدم."
به گفتۀ وى، پنج ماه ميشود که  به اين مرض مبتلا است؛ اما به دليل نا آگاهى مرضش پيشرفته شده است. اخيراً به کلينيک مراجعه کرده، ولى حالا خوردن دوا دردش را دوا نمى کند. 
اما داکتر ابوذر متقی رییس شفاخانه مرکز پنجاب ميگويد که از دو سال بدينسو؛ اضافه از ٢٠٠ مريض بروسلوز را در اين شفاخانه تداوى نموده اند.
او گفت این مرض بیشتر در ولسوالی پنجاب به انسانها انتقال یافته، از دوسال تا حال؛ ماهانه از ۸ الی ۱۰ تن مصاب به بروسلوز به شفاخانه مراجعه میکنند که از طرف شفاخانه برای۲۱ روز بستری گردیده  و تداوی میگردند.
داکتر ابوذرعلاوه میکند که این مصاب شده ها از مناطق پشته گنداب ،میان کاوک ، اخضرات  وکرمان این ولسوالی بوده اند.
رییس شفاخانه مرکز پنجاب در مورد معلولیت تعدادی از دختران که از این مرض قد خمیده شده اند؟ گفت ((هرچند اینگونه مریض هابه شفاخانه مرکزی پنجاب مراجعه نکرده؛اما احتمال دارد که درمناطق دوردست به اثر پیشرفتگی این مرض تعدادی از مریضان با قد خمیدگی و لنگى مواجه شده باشند.))
وى مى گوید: دراین صورتی که مریضان به اثر مصاب به بروسلوز معلول شده باشند به مراکز پیشرفته صحى نیازاست که شفاخانه پنجاب قادر به تداوی آنان نخواهد بود.
پژواک سه سال قبل درابتدای شیوع این بیماری گزارشی را  به نشر رسانید که تعداد مریضان درمنطقه گنداب ولسوالی پنجاب به ٢٠ تن میرسید اما طبق گفته داکترحیدر این مرض حالا نسبت به سال های گذشته؛ نه تنها در این ولسوالى چند برابر افزايش يافته ، بلکه در ولسوالی های ورث و یکاولنگ نیز شیوع پیدا کرده است .
مدیر عمومى وترنری بامیان میگوید که در طول سال جاری ، این مدیریت ۶۰ هزار راس مواشى( بز ،گوسفند و گاو) را در ولسوالی های پنجاب وورث که به بروسلوز مصاب بودند ؛ بصورت مجانی واکسین نموده اند تا این مرض به انسان سرایت نکند.
به گفتۀ وى، تعدادی ازحیوانات نیز به اين مرض مصاب شده است که  شمار دقیق آن بزودی مشخص خواهد شد.
از سوى ديگر، رییس شفاخانه مرکز پنجاب تنها راه کنترول این مرض را از بین بردن حیوانات مریض خوانده میگوید که نزدیک به ۲۰۰ راس حیوان دراین ولسوالی به بروسلوز مصاب اند وبايد همه آن از بین برده شده ودفن شوند.
او تاکید کرد که مردم آگاهی از اين مرض سارى ندارند که بايد از تماس و خوردن گوشت حيوانات مريض خوددارى نمايند.
منبع:پژواک
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 14:0  توسط درد مند بامیانی  | 

مافیای معارف در بامیان

برگرفته از سایت شبکه اطلاع رسانی افغانستان

در ریاست معارف بامیان یک باند کوچک اما خیلی خطرناک مافیایی به سرکرده گی محمد رضا ادا رییس این ریاست و همکاری مستقیم والی بامیان داکتر حبیبه سرابی وجود دارد. این باند مافیای معارف از چندین سال بدینسو است که معارف بامیان را نفله نموده و باهماهنگی کامل در قاپیدن معارف بامیان مبادرت میورزند.
مافیای معارف بامیان برعلاوه ای دستبرد زدن و اختلاس چندین وجوه مشترک دیگر نیز دارد که در پیونددهی این باند رول مهمی را بازی میکند.

از جمله مشترکات دیگر این گروه خطرناک سمت گرایی مطلق وخون شریکی با رضای ادا رییس معارف ، حبیبه سرابی والی ولایت ، حمیدالله آدینه رییس دانشگاه و چندین رییس دیگرمیباشد که به نحوی خودرا به آنان پیوند دهند و با اهداف و برنامه های مشترک آنان پیمان ببندد.
اشخاص متذکره که هرکدام مهره های اصلی و حامیان سر سپرده ای همدیگر هستند به طور سیستماتیک با همکاری سیما سمر و داود علی نجفی به این پست ها گماشته شده است که حتی کمیسیون مستقل اصلاحات اداری و خدمات ملکی نیز از استخدام رییس درین پست اظهار عجز کرده هر باریکه این پست به رقابت گذاشته شد وشخص شایسته این پست برنده ای امتحان شد با مخالفت جدی والی مواجه شد که حتی خود والی بامیان مدت دوهفته در کابل در غیابت وظیفه قرار داشت و روسای جدید معارف بامیان را در کشور شاهی مطلقه بامیان منحیث همکار اختلاس و دستبرد موافقه نداد. این مجموعه که در کابینه ای خانوادگی والی بامیان روسای ادارات هستند تا آخرین مرحله از طرف شیخ داود علی نجفی و سیماسمر برای بقای بیشتردر پست های که به آن منصوب است و همچنان در ستر جنایات و خیانت های رادیکالی یکدیگر تاهم اکنون حامی بوده و در آینده نیزاز پشتیبانی آنان برخوردار خواهدبود.
اما وکلای محترم بامیان ، وزیر محترم معارف ، معاون رییس جمهور آقای استاد خلیلی که روزی در کنار مردم بامیان بود باید در زمینه احساس مسولیت نمایند و جلو نابکاری های حبیبه سرابی و کاسه شریکان فامیلی اش را مهار نمایند مبادا حکومت خود کامه و مطلق العنان مفسد در بامیان الگوی بد در افغانستان باشد. در ذیل نمونه های از کثافت کاری های رایج و عام در ریاست معارف بامیان را یاد آور میشویم و شما هم مشت نمونه ای خروار لطف نموده مورد مطالعه قرار دهید.

در ریاست معارف بامیان رضای ادا از جمله دوازده مدیریت هشت نفر از خون شریکان و سمت داران خود و دوستان خودرا در مدیریت ها گماشته اند که در خیانت های پیدا و پنهان همدیگر،راز داران معتمد و وفا داران جان بکف باقی خواهد ماند.
رییس معارف بامیان که دارای کارنامه ننگین در ولایت دایکندی بود در بامیان نیز به تهیه ، فروش و جعالی اسناد صنف دوازده حتی مردمان بیرون از ولایت بامیان میپردازد.
شخص خود رییس معارف که از سواد درست برخوردار نیست و سند فراغت صنف نهم و یا هم دوازدهم را دارا بود در ولایت بامیان شهادت نامه لیسانس از فاکولته تعلیم و تربیه بطور جعلی درست نموده است که مطابق قانون خدمات ملکی در جریان تصدی وظیفه مامور دولتی نمیتوانند محصل باشد.
مدت چندین سال است که محروقات مکاتب ولایت بامیان در سه ماه زمستان از طرف رییس معارف مورد دستبرد قرارگرفته و این امتیاز در جیب او و همذایقه های مافیای اش آب میخورد.
معاشات معلمین بامیان هموراه بعد از شش و یاه نه ماه داده میشود که درین مدت شخص رییس در تجارت های شخصی خود ازآن سود میبرد.
ماهانه محمد رضای ادا یک موتر فلانکوچ را که متعلق به یک نفر از دوستان سیغانی وی میباشد از نمد ، برک ، قروت ، روغن زرد پرمی نماید و به کابل به وزارت معارف تحویل میدهد. و این مقدار مواد متذکره از معلمین رشوت میگرند و در غیر آن آنان را به جای بسیار دور تبدیل خواهدکرد که مجبور به ترک وظیفه شود.
رویه شخص رییس با تمام کارمندان ریاست معارف که در تیم اختلاس و بده و بستان شریک نیست غیر انسانی و تمام استادان بامیان در مرکز وولسوالی ها رویه وی یک رویه غیر اکادمیک و بدور معیار های معارف میدانند.

لطفا این موضوع را به سمع مقامات برسانید و تشکر از شبکه اطلاع رسانی کشورما افغانستان.
ع. ف
بامیان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 15:49  توسط درد مند بامیانی  | 

آخرین بررسی ها؛ جواد ضحاک توسط محمد محقق کشته شد

آخرین بررسی ها؛ جواد ضحاک توسط محمد محقق کشته شد

برگرفته از وبلاگ رازهای نگفته صلصال

نویسنده: علیداد فرقانی

کشته شدن جواد ضحاک بازتاب گسترده ای در میان جامعه افغانستان و جهان داشته است. بسیاری بر این باورند که طالبان جواد ضحاک را به قتل رساندند و برخی دیگر افراد وابسته به حزب اسلامی را مسوول قتل جواد ضحاک می دانند اما طبق آخرین بررسی های بخش سیاسی و امنیتی یوناما ؛ جواد ضحاک  به دست طالبان نه بلکه در اختلافات درون حزبی و درون سیاسی کشته شده است. این بخش معتقد است که گزارش ها و اسناد محرمانه ای  وجود دارد  که محمد محقق وکیل ولسی جرگه پارلمان در قتل جواد ضحاک دست داشته و او را با صحنه سازی های پیچیده بعد از چند روز اسارت به قتل رسانیده است.

هر چند طالبان رخداد واقعه قتل ضحاک را به دوش گرفته اند اما یوناما در گزارش محرمانه خود به نیویارک این موضوع را رد کرده و ادعای طالبان را یک مانور سیاسی می پندارند. آنها معتقدند که طالبان و حزب اسلامی از شیوۀ گروگانگیری بخاطر پول در بدل آزادی ضحاک استفاده نمی کنند و جواد ضحاک برای طالبان یک اولویت مهم برای حذف سیاسی نبود. جواد ضحاک حتی تهدید جدی برای حکومت نیز به شمار نمی رفت.

جواد ضحاک در دهه هفتاد خورشیدی درست زمانی که بحران داخلی و درگیری های احزاب جهادی تشدید یافته بود در کنار عبدالعلی مزاری و از محافظین  او از افراد وفادار برای حزب وحدت و شخص آقای مزاری بوده است. گاهی در کنار خلیلی و گاهی در کنار محقق بود در ابتدا از محقق و روشهای سیاسی او بعنوان یک افتخار هزاره یاد می نمود. استاد محقق از ضحاک در بسیار از امور سیاسی حمایت می نمود و شرایط قدرتمند شدن را برایش هموار ساخت . محقق در بخشی از اوضاع سیاسی از ضحاک برای خنثی سازی برنامه های خلیلی در بامیان استفاده می کرد اما ضحاک جای پای خود را در جامعه سیاسی هزاره یافته بود و اینک نمی خواست بعنوان یک خر یاد شود لقبی که خود آن را در میان هواداران خود ترویج داده بود بلکه می خواست به تدریج به یک چهره متشخص سیاسی هزاره تبدیل گردد. با قدرت گرفتن او در ولایت بامیان مخصوصا رشد سیاسی او به حیث رییس شورای ولایتی بامیان دقیقا یک تهدید ویژه برای حریفان سیاسی ضحاک محسوب می شد.

جواد ضحاک بارها در مورد انحصار قدرت توسط حاجی محمد محقق انتقاد می نمود. او بامیان را برای بامیانی های می دانست و همواره می گفت که از بامیان و مردم بامیان بسیاری از رهبران به شمول محقق و خلیلی استفاده کرده و از حکومت به نام این ولایت امتیاز طلبی می نمایند.

جواد ضحاک از حیف و میل کردن مساعدت بیست ملیون افغانی حکومت توسط محمد محقق که برای  کمک به مردم بهسود در جریان حملۀ کوچی ها  تخصیص یافته بود شاکی بود. او حتی در جلسه ای که تعدادی از فرهنگیان بامیان در ماه اسد 1389 حضور داشت صراحتا از چور این پول ها توسط محمد محقق سخن به میان آورد و می گفت که نباید پول های خانه های سوخته شده هزاره های بهسود به حسابات بانکی آقای محقق ریختانده شود.

جواد ضحاک نسبت به کریم خلیلی نیز انتقادات تندی داشت. او کشته شدن شفیع دیوانه را کار استاد خلیلی می دانست و بسیاری از قتل های درون حزبی را کار او می دانست.

اختلافات زمانی آغاز یافت که جواد ضحاک با محمد محقق بر سر برخی زمین ها مشاجره پیدا می کند و جواد تهدید نمود که این موضوع را به پارلمان خواهد کشاند و بسیاری از جنایات محقق را در مقابل رسانه ها افشا خواهد کرد. این مشاجره سبب گردید تا رابطه ضحاک و محقق به سردی گراید تا جاییکه محقق با آمدن ضحاک به کابل و رفتن او به بامیان افرادی را موظف می نمود تا تمامی تحرکات و ارتباطات او را زیر نظر داشته باشند.

حدودا بیست روز قبل از کشته شدن ضحاک مشاجره سخت تلیفونی میان ضحاک و محقق ایجاد می شود که بنا بر گفته دوستان ضحاک مشاجره آنقدر تند بوده که جواد ضحاک از پشت تلیفون توهین ناموسی می کند و می گوید که : " او بی ناموس مرده گو خون هزاره ره چیقدر موچوشی. آمدم کابل باز کو... می کنم".

دوستان ضحاک که نمی خواستند از آنها نامی گرفته شود می گفتند که ضحاک بسیاری اوقات مخصوصا سالروز شهادت مزاری بیان می داشت که "جای وارثان شهید بابه مزاری را چند بی بند وبار گرفته است."  او حتی در آخرین روزهای حیاتش اسنادی را تهیه می نمود که ثابت سازد که محقق چه کسانی را ترور نموده و از صحنه سیاسی حذف کرده است.

این روش های ضحاک که در اواخر یکصد و هشتاد درجه تغییر نموده بود حاجی محقق را ناچار به  فکر وا داشت تا در مورد او و گستاخی هایش اقدامی نماید. از اینرو او با طراحی نقشه قتل ضحاک افرادی ناشناس که در قبال پول استخدام شده بودند را موظف ساخت تا او را از بین ببرند. از آنجاییکه طالبان در شمال مخصوصا در ولایت پروان تحرکات تازه ای را شروع کرده بودند محقق افرادی را وظیفه داد تا نحوه رفت و آمد ضحاک را بررسی کنند برای اینکار احتمالا 70 هزار دالر به مصرف رسید تا ضحاک به شکل طبیعی به قتل برسد و گویا اینکه طالبان او را به اسارت گرفته و کشته اند. در این میان محمد سرور جوادی نیز که از قظایا آگاه شده بود در وبلاگ خود به نام "لیگان صفحه ای از حقیقیت" به گزارش های لحظه به لحظه اسارت تا کشته شدن ضحاک پرداخت. سرور جوادی نیز با تیم جاده صاف کن محقق در زمینه تبلیغات هماهنگ شده بود از اینرو آنها کوشش داشتند تا تبلیغات را طوری سازماندهی کنند که مردم گمان نمایند که واقعا طالبان در ربودن و کشتن جواد ضحاک دست داشته اند .

جواد ضحاک در میان راه در قسمت سیاگرد ولسوالی غوربند توسط افراد اجیر شدۀ محقق اختطاف شد. آنها به این وسیله می خواستند که هم ربودن را به گردن طالبان بیندازند و هم به نوعی روابط همسایگی هزاره های بامیان را با پشتون های غوربند تیره سازند. جالب ایجاست که روش برخورد رباینده گان هیچگاهی مانند طالبان حقیقی نبود. آنها شماره استاد محقق را داشتند و ضحاک را ماندند تا همراه محقق صحبت نماید. اینکه چه صحبنی میان ضحاک و محقق مبادله گردید خدا می داند. برای او فرصتی داده شد تا با احتیاط از اینکه در کجا قرار دارند با آشنایان خود تماس داشته باشند.

رباینده گان که طالبان و یا از اعضای حزب اسلامی نبودند از هواداران ضحاک پول زیادی را برای آزادی اش درخواست کردند. این پول آنقدر زیاد بود که موسفیدان و هواداران و همچنین اقوام جواد ضحاک قادر به تهیه آن نبودند. از قضیه مشخص بود که ربایندگان مبلغی را درخواست کرده اند که آماده کردن آن محال باشد. از اینرو موسفیدان و اقوام ضحاک به استاد محقق متوسل شدند و مشکل را برایش بازگو کردند اما حاجی محقق که خو طراح قتل جواد ضحاک بود از پرداختن پول به بهانه های مختلف طفره می رفت و به صورت مشخص جواب نیز برای آنان نمی داد تا اینکه جواد ضحاک توسط افراد استخدام شده استاد محقق کشته شد.

نقشه قتل استاد محقق به اندازه ای دقیق و ماهرانه به اجرا درآمد که حتی حکومت و بسیاری از رهبران سیاسی کشور کشته شدن جواد ضحاک را به استاد محقق تسلیت عرض نمودند.

اکنون جواد ضحاک فردی که می خواست بسیاری از واقعیت ها را برملا سازد و چهره های مکارانه محقق و تیم کاری اش را افشا سازد پیش از انکه دست به این اقدام زند توسط حاجی محمد محقق به قتل رسید. کشته شدن جواد ضحاک ثابت ساخت که دامنه خواهشات و انحصار طلبی های آقای محقق به اندازه ای گسترش یافته که تحمل رشد هیچ جوان هزاره را در بستر های سیاسی کشور ندارد و در حقیقت می خواهد تا یکه تاز میدان خودخواهی و حرص باشد. ما نگران فرادیی هستیم که ضحاک های دیگری نیز توسط این هیولای خون آشام سر بریده نشود و خود بر سر گلیم ماتم تمساح گونه اشک نریز آنچنانکه محقق خود ضحاک را به قتل رساند و خود بر گلیم ماتم ضحاک نشست و گریه مکارانه خود را نثار جامعه هزاره نمو

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1390ساعت 15:24  توسط درد مند بامیانی  | 

افزایش روز افزون دلقان دربار در بامیان

افزایش روز افزون دلقان دربار در بامیان

بعد از شهادت ضحاک که امروز اربعینش  بود، دلقان دربار و چاپلوسان روزگار که در هر عصر و زمانی به پیمانه ی  پشه های تابستانی فراوانند چشم پارگی شان  از  حد گذشته فکر می کنند مردم بامیان از پشت سر نان خورده اند.

چاپلوسی هم خود هنریست در این عصر.هر که را توان این کار نباشد و هرشخص زیر این بار سنگین تاب مقاومت نیاورد.فقط آنهای از این کار بدر آید که نان به نرخ روز خورد و با هر وزش باد جهت شان تغییر نماید.

در داستانهای کهن آمده است شاهان آن زمانی گروهی را به قصد دلقی،چاپلوسی و موزه پاکی نگهمیداشت و آنها به این مباهات می کردند که  دست ما به دسترخوان شاه می رسد.در حال حاضر نیز چنین است.گروهی هر روز با انواع و اقسام چاپلوسی تمام نزاکت های یک اداره را زیر پا گذاشته به چاپلوسی درباریان و مقامات می پردازد بدون اینکه بدانند روزی در مقابل تاریخ و این مردم جوابده خواهند بود.

یکی از ویژگیهای شهد ضحاک این بود که چاپلوسان را در محضر مردم روسیاه می گردانید خوب به خاطر دارم که روزی به یکی از موزه پاکان گفت: " راستش را بگو چند گرفته ای که اینقدر دم از بزرگان  می زنی و موزه پاکی می کنی؟".

تا جواد بود بیگانگان را توان تخریب کمتر و قوت بزرگنمایی اندک بود. حال هر یکی از گوشه یی خیزد و فریاد کنان گویند "من آنم که رستم بود پهلوان".

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم تیر 1390ساعت 20:5  توسط درد مند بامیانی  | 

تصفیه حساب قومی در اداره امنیت ملی بامیان

                           تصفیه حساب قومی در اداره امنیت ملی بامیان

نوت: این مطلب را یکی از خوانندگان وبلاگ ارسال نموده، با آنکه با بعضی  از گفته هایش موافق نیستم اما به نشر می سپارم(دردمند بامیانی).

بامیان را رسم بر اینست تا هرکه در اداره ی  رییسی مقرر گردید، تلاش وافر می کند تا بقیه کارمندانش را از تیم خود و از تبار و اقوام خویش مقرر نماید.

اما امنیت ملی ارگانیست بس مهم و حیاتی، نباید از کنار آن به سادگی گذشت  و چشم هارا بسته و گوشهارا نا شنو سرداد و در مقابل آن بی تفاوت بود.

دو ماه قبل بعد از اینکه امر الله صالح از قدرت کنار زده شد،  بجای سید واثق "شیر تکانه"  که سابقه گذشته اش با حزب اسلامی حکمتیار پیوند می خورد  و مدتی هم سابقه کاری با حزب وحدت استاد خلیلی دارد رییس امنیت ملی بامیان مقرر گردید. وی با بسیار زرنگی و هوشیاری  اکثر  از مدیریتهای اصلی و کلیدی را به قوم تاجیک واگذار و افراد کلیدی و مهم هزاره را یا از بامیان سبک دوش یا با تغیرات در  دیگر بخشهای نا بکار، قدرت را عملاً از آنها صلب نموده است.

شاید تغیرات و تبدیلات در هر اداره ی یک اصل باشد، اما قضیه امنیت ملی بامیان داستانش از یک تغییرات بیشتر است. دوستی برایم حکایت کرد که 60 فیصد که در بخش " واکنش سریع"  انتخاب گردیده از ولسوالی کهمرد است و 40 فیصد مدیران جدید را نیز باشندگان همین ولسوالی تشکیل میدهد.

وقتی گذشته مردم این ولسوالی را با تفکر طالبانی آنها یکجا جمع نماییم وضع خیلی خطرناک می شود.

خانم سرابی از یکطرف دستش در قسمت تعیین و نصب افراد در بخش امنیت ملی بسته است از طرف دیگر  سرابی  فقط شیر بر سر قوم خود است و روباه در مقابل دیگران.

امیدواریم روشنفکران،قلم بدستان و سیاستمداران جامعه بامیان با آوردن فشار بر این اداره وادار نماید تا توازن قومی را مراعات و دست از تصفیه حسابات قومی بردارد.

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 18:5  توسط درد مند بامیانی  | 

غرور والی

غرور والی

دراین اواخر والی بامیان غرور خاصی پیدا کرده. البته من از کسی که غرور داشته باشد خیلی خوشم میاید به شرطیکه غرورش تو خالی نباشدٰ در غیر آن به آن میگویم "پوک"

نهایت غرور حبیبه سرابی زمانی ثابت شد که در افتتاح منارگلزار شهدا وی با انتقاد شدید از بعضی بامیانیها گفت:" کسی به من منحیث دختر هزاره و یک زن احترام نگذارند؛ درست است که من یک زن هستم اما بهتر از هر مردی کار می کنم . کدام والی به اندازه من کار کرده که از من انتقاد می کنند؟ آنهایکه لقب "بیلدوزر" را گرفته اند بسیار نقاط ضعف هم دارند و کارهای خلاف می کند..."

خیلی توی دلم شور می زد که شاید یکی از این اشتراک کنندگان جوابی به این والی بدهد که خانم سرابی لطفا سر به گریبانت ببر و به اطرافت نگاه کنٰ ما نه نان برای خوردن داریم و نه برق برای روشنایی. تا هنوز سرک ما خامه و مردم ما د رمغاره ها زندگی می کنند؛ پس این لاف و پتاقت را بگذار به تاق بالا. اما مردم بامیان همه مثل"قلوخ چشم دار" به طرفش می دیدند و کله می جنبانیدند و در آخر هم تقدیر نامه ی برایش دادند!

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 10:55  توسط درد مند بامیانی  | 

سکس مقامات بامیان

سکس مقامات بامیان

بتازگی فیلمی از یک مقام بامیان به بازار عرضه شده که نشان دهنده آزار جنسی بر یک زن است.

از اینکه این فیلم توسط گوشی تیلفون گرفته به مشکل می توان شناخت.اما گفته می شود که زن مذکور به سارنوالی بامیان شکایت نموده و رییس که مرتکب این جرم شده تحت پرس و پال می باشد.

نوت: رییس مذکور در یکی از ریاست های کلیدی مشغول کار استٰ تحصیلات عالی ندارد و از ولایت غزنی است. دوستانی که علاقه به دیدن آن دارد ایمیل آدرس شانرا به این نشانی bamiyan2@gmail.com بفرستند تا به ایشان فیلم را روان نمایم.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 16:44  توسط درد مند بامیانی  | 

مطالب قدیمی‌تر