نا گفته های از ششمین کنفرانس گزارشدهی
نا گفته های از ششمین کنفرانس گزارشدهی
ــ بخش اول ــ
نوت: قبل از همه یک مسئله را باید خدمت تان به عرض برسانم که نویسنده این وبلاگ در جریان کنفراس در یک سفر غیر رسمی به پنجاب بسر می برد.گزارش این سفر تحت نام "پنجاب در یک نگاه" در نوشته های بعدی گذاشته خواهد شد.
گزارش کنفراس حسابدهی را دوستانم جمع آوری نموده بود. بنده زبان نوشتار را بصورت شخص اول می آورم تا یک پیوستگی بین خواننده و کنفرانس ایجاد گردد.با آنکه مدتی از زمانی آن گذشته اما با آن هم فکر می کنم چیز های است د راین گزارش که به خواندن می ارزد.
1 ــ سخنرانی والی: حبیبه سرابی ساعت 9 صبح 8 عقرب به پشت استیج رفت. خیلی جا افتاده تر و پخته تر از همیشه به نظر می رسید. سخنانش استوار و بدون کدام نفس سوزی همیشگی ادامه یافت. وی کنفراس را زمینه برای بالا بردن توانمندی کارمندان، شریک ساختن مردم در مشکلات ادارات، شفافیت و ... خواند.
مهمترین بخش سخنان والی را همین جمله اش تشکیل میداد:" تغیرات بصورت آهسته پیش می رود،انکشاف مثل انقلاب نیست که شبه به وقوع ببیوندد".
2 ــ اشتراک کنندگان: شاید سوالی اصلی مخاطبانم همین باشد که اشتراک کنندگان و مخاطبین مقامات در کنفرانس کیها بودند. متاسفانه این مسئله را فراموش نموده بودم تا به دوستانم بگویم نام افراد حاضر در جلسه را بنویسند. این که در نتیجه این کار نشد. تعداد اشتراک کنندگان بین 100 ــ 120 نفر تخمین می شده. اما گزارش کلی از جلسه طوری است که اشتراک در جلسه بصورت عام نبوده، کارت عضویت از سوی والی توزیع گردیده بناً همانهای در جلسه حضور یافته بوده که یا مثل اعضای شورای ولایتی از موقف و موقعیت بالای برخوردار بوده و یا هم فرمایشی به جلسه حضوریافته. آنهای که از ولسوالیها آمده بوده، بیشتر دوستان و هواخواهان ولسوالها بوده، تا نکند سوالی در مورد سو استفاده ولسوالها در جلسه صورت بگیرد. از مرکز بامیان "شورای علما" بابه محسنی حضور نداشته، اینکه چرا؟ دلیلش برایم روشن نشد. سر و کله مخالفین و یا به گفته خودشان اپوزیسیون والی مانند: عبدالله برات، استاد شفق، ــ استاد دانشگاه بامیان ــ ،استاد ابتهاج،علی یار زاده ها، ستار خان شهیدانی و دیگران دیده نمی شده. تنها سید کبیر تابش که روزگاری مقالات تندی بر علیه والی می نوشت و پخش کننده و افشا کننده اصلی منطقه گرایی غزنی و بامیان بود. گاه گاهی به جلسه دیده شده اما هیچ سوالی را نپرسیده و خاموشی را پیشه نموده بوده.شاید هم بقول بهزاد:"حق السکوت" اخذ نموده.
نوع پرسش: روز اول هر شخص می توانست بعد از ارائه گزارش توسط رییس همان بخش، سوالش را روبرو در محضر رسانه ها و مردم، بپرسند. این مسئله سبب آبرو ریزی و تنشهای زیادی گردید. اداره کنندگان جلسه به زودی متوجه این مسئله گردید و طرحی را ریخت که باید سولات بصورت کتبی صورت بگیرد. اعضای شورای ولایتی به این مسئله در عمل تن ندادند و سولاتش را رو بروی می کردند اما مردم عادی که اکثر بی سواد بودن از سوال محروم و آنهای که سواد داشتند مجبور بودند تا سوالاتش را در روی کاغذ بنویسند که این مسئله از کیفیت و جدیت سوال های سیخکی به شدت کاست.
3 ـ سناتور رهایی: به نمایندگی تمام وکلای بامیان کابل نشین سناتور رهایی صحبت کرد. ــ دیگران نیامده بودند ــ سناتور تلویحاً به چاپلوسی والی پرداخت و از وضعیت بامیان بسیار به خوشبینی توصیف نمود. سخنانش مثل قبل پراکنده و بی محتوا بود.
مدیریت بزرگان بامیان 3 نوع اند: یا به زور بازو و غولدوری از مقامات چیزی برای خود و هوا خواهان خود بدست می آورند. این گونه افراد شامل جواد ضحاک می گردد. یا بصورت چاپلوسی و رفیقی چیزی بدست می آورند مانند: سناتور رهایی،خانواده فکوری و سناتور جعفری و نوع سوم هم بشکل رفاقت و شوخی تو ام با طنز که شامل مولوی یوسف تاجیک و زینب نوری می گردد. این مسئله در تمام مردم بامیان صدق می کند.
4 ــ جواد ضحاک: گفتگو های مبنی بر معامله ضحاک و والی در بین مردم زمزمه می شود. اما ضحاک در سخنرانی خود مثل همیشه از وضعیت نا بسامان بامیان و ادارات و روند بازسازی شکایت نمود و مردم را تشویق کرد تا سوالات خود را با بدون ترس و با جدیت تمام بپرسند و جلسه را از حالت تشریفاتی بیرون نماید.ضحاک به تندی ار رییس های ادارات سوالهای خود را می پرسید. و آن عده از رییس های را که سید گرایی و مرکز گرایی می نمود به شدت سرکوب کرد.
5 ـ رییس صحت عامه( داکتر علی سحا): جوانکی تازه کار و بی تجربه یی است که به مشکل در پشت استیج صحبت می کند و سن و سالش به رییس نمی ماند. ایشان گزاش خود را ایراد نمود و مشکلاتش را بیان داشت. اما عقده های جمع شده مردم و اعضای شورا از وضعیت بد صحت در بامیان، مخصوصا شفاخانه مرکز ولایت، او را مورد هجوم سولات زیادی نمود که به هیچ کدام پاسخ درستی نداشت و با گفتن اینکه در این قسمت ها از مرکز تصمیم گرفته میشه خود را از شر سوالات رها ساخت.سوالات جدی که در مقابل آن صورت گرفت، کم کاری موسسه ادا بود که خدمات صحی را در بامیان انجام میدهد و رویه بد داکتر در مجموع مخصوصا داکتر شفاخانه مرکز.
6 ــ قوماندان امنیه( محمد عوض نذیری): جناب قوماندان تاجیکی است از شمالی، در کارش جدی و مانند هر قواندان دیگر خشن و دیکتاتور.
در ضمن روابطش با والی هم درست نیست. در تظاهرات شورای ولایتی در مقابل والی، هیچ کوشش برای جلوگیری از تظاهرات ننمود و همکار و حرف شنو والی نیست.
در جلسه گزارش دهی، بر اساس گزارش های رسیده، والی بامیان بسیاری از رییس های که تک رو و نا فرمان بودند توسط مردم بی آب نموده و در چنگال مردم داد. سوالات جدی از قوماندان پرسیده شد. قوماندان در ابتدا تلاش نمود تا به یک نحوی جان به سلامت ببرد از سوالات نیش دار، اما ممکن نبود. بعد هم به تندی برخورد کرد مثل اینکه مخاطبینش مردم نه. بلکه گوسفند است به سیاست فرمان سکوت داد و به ضحاک گفت: "گش کن!" "توره میگم گوش کن!" چندان به جلسه، مردم و والی اهمیت نداد، با پر رویی و تند خویی اش خیلی ها را رنجاند. مخصوصا آنهایکه نمیدانستند که سوال کنندگان فرمایشی اند.
ادامه دارد.
"دردمند بامیانی" هستم