پیش لرزه های کمک ایران در بامیان

پیش لرزه های کمک ایران در بامیان

چندی قبل سفیر ایران آقای دکتر فداحسین مالکی طی سفر که به بامیان داشت، بعد از افتتاح مکتب لیسه مسلکی که که توسط آن کشور ساخته شده است، وعده های بلند بالای مانند: ساختن شفاخانه صد بستر، فعال نمودن قولسونگری و ... را به مردم بامیان داد.

با آنکه هنوز مشخص نیست که حبیبه سرابی والی بامیان جسارت همکاری با ایران دارد یاخیر؟ زیرا شایعات مبنی بر روابط نزدیک داکتر سرابی با "آیکن بیری" سفیر آمریکا موجود است و گفته می شود، تا کنون والی بامیان را در مقابل تمامی فشارهای دولت مرکزی و احزاب سیاسی دخیل در مسائل بامیان حفظ کرده است.

اما، قبل از  رسیدن کمکهای ایران در این ولایت پیش لرزه های آن بسیاری از هوادارانش را تکان داده.

سیدکمال، که یکی از سادات مرکز بامیان است، و درگذشته یکی از اعضای سپاه پاسداران ایران بود. به جرم دست داشتن به ماین گزاری و انفجارات با14    تن از همکاران شان در کابل و بامیان دستگیر گردید.

5 سال قبل از امروز یکی از افراد سید کمال بنام سید سرور، از سادات مرکز بامیان ، قریه بامسرای هنگام مین گذاری بالفعل دستگیر گردید و در حال حاضر در زندان بسر می برد.

بعد از آن سید کمال فراری بود، تا اینکه در این اواخر به افغانستان برگشته بود، بعد از آمدن به بامیان در حین سفر به کابل در بین راه، توسط هلیکوپتر های خارجی به همکاری نیروهای امنیت ملی، بازداشت گردید.

بعد از آن دولت در صدد گرفتاری همکاران شان برامده، که در نتیجه سید قاسم علی ناطقی ، نویسنده کتاب بامیان در گذر بامیان، نیز مورد اتهام قرار گرفته و ایشان فعلا فراری است.

3 تن از سادات دکانی، به شمول انجنیر مهدی رییس یکی از شرکتهای تجارتی  ــ و یا یکی از کارمندان دفترش ، این قضیه برایم درست معلوم نشد ــ ، بازداشت گردیده.

این اقدامات درست در زمانی صورت می گیرد که ایران تصمیم کار در بامیان را دارد.

باید ایرانیها و همکاران شان این مسئله را بدانند که دولت افغانستان آنقدر هم ضعیف نیست که نتواند تروریستان را از بامیان بازداشت کنند، اینکه در مناطق پشتون نشین، طالبان و القاعده را بازداشت نمی کنند، ممکن خیلی از کاسه و نیم کاسه یی زیر کار باشند.

نا گفته های کنفرانس انکشافی بامیان

نا گفته های کنفرانس انکشافی بامیان

بامیان در هفته گذشته خبر ساز گردیده بود.آمدن سفیر ایران، بازداشت همکاران ایرانی  بامیان الاصل به جرم تخریب  افغانستان و

 کنفرانس انکشافی بامیان از جمله مسائل بود که در خبر ساز شدن این ولایت کمک کرد.

اینکه در کنفرانس چه گذشت؟ مسائل رسمی آن  در وبلاگهای زندگی دربامیان و دیگر وبلاگ ها نگاشته شده است.

اما فکر می کنم بعضی از گوشه های آن باقی مانده که بنده بطور فهرست وار به آن اشاره می نمایم:

1 ــ سنگینی شورای ولایتی: شورای ولایتی بامیان در دور فعلی به دلیل ضعیف بودن و متفرق بودن اعضای آن، از همان ابتدا جایگاه اصلی خود را در میان مردم و ارگانهای ذی ربط نتوانست پیدا نماید. اما شورش ایشان در مقابل والی که هیچ نتیجه یی در پی نداشت و در مقابل مارک معامله را نیز خورد، این شورا را بی اهمیت تر و خنثی تر نمود. اما در کنفرانس انکشافی متن که از سوی این رییس به خوانش گرفته شد، خیلی هم بجا و با ارزش بود. بگذریم از اینکه آنرا چه کسی نوشته بود و چندین فکر و گروهی برای ساختن آن زحمت کشیده بود.متن شورا، تند، طنز آمیز، جدی و حقیقی بود. وقتی جواد ضحاک گفت: "شفاخانه بامیان به مرگ مریض تسریع می بخشد". ابتدا داخلیها بعد از ترجمه مطلب خارجیها بلند خنده کردند. این یک مسئله کاملا حقیقی و درست است. شفاخانه بامیان مشکلات بس فراوان دارند که در نوشته های بعدی به آن اشاره خواهد شد.

2 ــ فاصله فکوری بهشتی و داکتر سرابی: تا کنون محافظه کاری و درایت فکوری سبب شده بود که احترام متقابل بین والی بامیان و ایشان حفظ گردد. همیشه یکی حامی دیگری باشد. در بسا موارد فکوری از حبیبه حمایت کرده بود و بالمقابل. اما وقتی که فکوری بهشتی با غرور که از برنده شدن دوباره اش داشت. از پیشرفت کار و بازسازی بامیان انتقاد می کرد، داکتر سرابی عقده زنانه اش به جوش آمده صحبتهای ایشان را قطع و نگذاشت که به حرفهایش ادامه بدهد. این مسئله سبب شده که فکوری خیلی ناراحت شود و لهجه و صدایش به اطفال می ماند که دارد از عقده گریان می کند.

2 ــ بی توجهی مهمانان: در جریان صحبتها و سخنان سخنرانان، خیلی از مهمانان که از کابل آمده بی توجه بود. بی توجهی آنها گاهی خیلی نا مودبانه بود، وقتی استاد اکبری صحبت می کرد، دو تا از معینان را دیدم که خواب خوش می زد و دیگری هم مسیج می نوشت و یا با تیلفونش "گیم" می زد.

غرور و بزرگنمایی عبدالهی که خود روزگاری کاندیدای پست ولایت بامیان بود، خیلی خوب احساس می شد و برازنده بود.

3 ــ ضعف سناتور رهایی: اینکه مقامات که از کابل آمده بود، چگونه بود؟ زیاد قابل بحث نیست. زیرا انتخاب آنها به صلاحیت ما نیست. اما سناتور رهایی آنروز خیلی پراکنده و بی ربط صحبت می کرد. من فکر می کردم که در دور قبل ممکن ایشان تجربه ی خوب اندوخته باشد و توانایی صحبت در جمع را یافته باشد، اما هرگز.در جریان صحبت ایشان خیلی از بامیانیها مانند من از شرم آب می شد.

نتایج انتخابات پارلمانی، بشکل مقدماتی

نتایج انتخابات پارلمانی بامیان و چند شهر دیگر ، بشکل مقدماتی

منبع: سایت کمیسیون انتخابات و وبلاگ بامیان

نمایندگان مردم بامیان:

  ۱- دگروال عبدالرحمن شهیدانی      ١١,٩٩٣

  ۲- حاجی فکوری بهشتی              ١١,٨٢٤

 ۳-  استاد محمد اکبری                   ١٠,٨٥٧

 ۴--صفورا ایلخانی                          ٥,٦٠٣

ادامه نوشته

تجاوز چهار مرد جوان بر یک دختر سن خورد بامیانی

تجاوز چهار مرد جوان بر یک دختر سن خورد بامیانی

دو روز قبل از امروز چهار جوان تنومند، دختری دهاتی،محجوبه و ساده دلی بامیانی مقیم "سخربلاق" فولادی را مورد تجاوز جنسی قرار داد.

این جوانان از قریه سر آسیاب ــ نام قریه تا کنون اشتباهاً سید آباد نوشته شده بود ــ . مرکز بامیان می باشند. سرتیم آنها پسر حاجی اسدالله،رییس شورای ولایتی حزب انسجام ملی ــ صادق مدبر ــ و مدیر لیسه ذکور مرکز بامیان می باشد.

پسر مذکور  دخترک را ابتدا فریب می دهد که در آینده با او  عروسی نموده و اورا خوشبخت می سازد. اما...

شب هنگام مسیج و پیامهای عاشقانه پسر حاجی خواب را از چشمان دختر می ربایدجملات عاشقانه و زیبای تجسمی و مصنوعی  اش عقل و هوش را از او می برد.

صبح همان روز، دختر به بهانه مکتب، از خانه بیرون می شود، زیارت  سید میرهاشم "دیو بند" محل ملاقات دو دلداده بوده. نفس دختر برای دیدار می تپیده و گامهایش  برای رسیدن کوتاهی.

در اولین دیدار، پسر دختر را متقاعد می سازد با او به موتر بالا شده و در جای خلوت صحبتهای در رابطه به زندگی آینده شان داشته باشند.

وقتی در موعدگاه می رسند، نا جوانمردانه چهار پسر جوان بر او حمله می کند و عفتش را برباد می دهند و ابرهای سیاه را بر آسمان زندگی اش نمایان می سازند...

دختر از هوش می روند. بچه های مست، بدون کوچکترین توجه به وضعیت وخیم دختر او را به حالش روان نموده فرار می کنند.

دختر بعد از نورمال شدن وضعیتش به خانه رفته همه چیز را بیان می کند و قضیه به دادگاه و پولیس می رسد.

در حال حاضر دو تن از مظنونین در بازداشت است و بقیه فرار را بر قرار ترجیح داده.

قریه سرآسیاب در مرکز بامیان واقع است، بیشتر مردان آن محل، به کارهای روزمرگی مانند "گارد" دفاتر خارجی، دریوری و یا کارمندان پایین رتبه موسسات مصروف اند. وجود دفاتر خارجی پسران شانرا کمی متفاوت تر از دیگر بچه های بامیانی بار آورده و درس  خواندن هنوز هم جایگاهی اصلی اش را در سید آباد پیدا نکرده است.

بامیان امروز پنجرۀ برای ابراز حقایق

"بامیان امروز" پنجرۀ برای ابراز حقایق

هر فردی تمایل و علاقه یی دارد برای گفتن حقایق و یا آنچه که به نظر خودش حقیقت معلوم می شود. من نه یک نویسنده ام و نه روزنامه نگار، ممکن نوشته ها و پست های که اینجا گذاشته می شود، کمبود و نواقص از نگاه سبک و روش نویسندگی امروزی داشته باشد. امیدوارم دوستان مخاطب از همین اکنون معذرتم را بپذیرد.

آنچه در این تارنما و وبلاگ نگاشته خواهد شد، ویژیگیهای ذیل را در خود دارد:

1ـــ  گفتن حقایق: این وبلاگ تلاش دارد تا حقایق را باز گو کند. بامیان فاقد یک رسانه همگانی است. آدرس ذیل  نیز نمی تواند این خلا را پر کند. اما تلاشش بر این است تا اطلاعات بدون سانسور بدست مخاطبین برسد. مثل معروف است که "حق تلخ است" به همین دلیل با نام مستعار می نویسم تا قلمم باعث نشود نانم را از دست بدهم.

2 ــ نوشتن از تابو: تابو به آن چیزهای گفته می شود که در بین مردم ذکر کردن آن شرم آور است. اما بسیاری از اینها حقایق است. رابطه های غیر مشروع  بزرگان ،  رشوت گیریهای پنهانی، مقدس مابان جنایت کار و ...حقیقت هر چه باشد باید بیان شود. از مدتی که در اداره بامیان کار می کنم از خیلی حقایق باخبرم. رابطه های پنهانی و دستهای پشت پرده را می شناسم. رشوت گرنده  و رشوت دهنده های زیادی را میدانم. شاهد خیلی از زد و بندهای هستم. اگر حرف سعدی راست نگردید که "زبان سرخ سر سبز می دهد برباد!"  شما را از آنچه که در بامیان امروز می گذرد با خبر خواهم ساخت.

3ــ "شایعه": شایعه را به مفهوم دروغ و بی پایه نه. بلکه به عنوان خبری که منبع آن حاضر نیست خود را معرفی نمایند و خبرنگاران از پی گیری آن عاجز است، قبول می کنیم. از ابتدا با خوانندگان خود صریح و بدون پرده بیان می کنم که آنچه را در اینجا می خوانید، ممکن یک شایعه باشد یا "خبر"! اما هرگز این وبلاگ به یک منبع شایعه پراکنی شبنامه گونه نخواهد بود. حتما خوانندگان این مسئله را میدانند که در تمام دنیا وبلاگ به عنوان یک رسانه معتبر مطرح نیست. زیرا ثبت و راجستر نمی شود و خود را ملزم به هیچ قید و بند  اداری نمی داند.

خدایا چنان کن تو پایان کار

که تو خوشنود باشی و ما رستگار