نا گفته های کنفرانس انکشافی بامیان
نا گفته های کنفرانس انکشافی بامیان
بامیان در هفته گذشته خبر ساز گردیده بود.آمدن سفیر ایران، بازداشت همکاران ایرانی بامیان الاصل به جرم تخریب افغانستان و
کنفرانس انکشافی بامیان از جمله مسائل بود که در خبر ساز شدن این ولایت کمک کرد.
اینکه در کنفرانس چه گذشت؟ مسائل رسمی آن در وبلاگهای زندگی دربامیان و دیگر وبلاگ ها نگاشته شده است.
اما فکر می کنم بعضی از گوشه های آن باقی مانده که بنده بطور فهرست وار به آن اشاره می نمایم:
1 ــ سنگینی شورای ولایتی: شورای ولایتی بامیان در دور فعلی به دلیل ضعیف بودن و متفرق بودن اعضای آن، از همان ابتدا جایگاه اصلی خود را در میان مردم و ارگانهای ذی ربط نتوانست پیدا نماید. اما شورش ایشان در مقابل والی که هیچ نتیجه یی در پی نداشت و در مقابل مارک معامله را نیز خورد، این شورا را بی اهمیت تر و خنثی تر نمود. اما در کنفرانس انکشافی متن که از سوی این رییس به خوانش گرفته شد، خیلی هم بجا و با ارزش بود. بگذریم از اینکه آنرا چه کسی نوشته بود و چندین فکر و گروهی برای ساختن آن زحمت کشیده بود.متن شورا، تند، طنز آمیز، جدی و حقیقی بود. وقتی جواد ضحاک گفت: "شفاخانه بامیان به مرگ مریض تسریع می بخشد". ابتدا داخلیها بعد از ترجمه مطلب خارجیها بلند خنده کردند. این یک مسئله کاملا حقیقی و درست است. شفاخانه بامیان مشکلات بس فراوان دارند که در نوشته های بعدی به آن اشاره خواهد شد.
2 ــ فاصله فکوری بهشتی و داکتر سرابی: تا کنون محافظه کاری و درایت فکوری سبب شده بود که احترام متقابل بین والی بامیان و ایشان حفظ گردد. همیشه یکی حامی دیگری باشد. در بسا موارد فکوری از حبیبه حمایت کرده بود و بالمقابل. اما وقتی که فکوری بهشتی با غرور که از برنده شدن دوباره اش داشت. از پیشرفت کار و بازسازی بامیان انتقاد می کرد، داکتر سرابی عقده زنانه اش به جوش آمده صحبتهای ایشان را قطع و نگذاشت که به حرفهایش ادامه بدهد. این مسئله سبب شده که فکوری خیلی ناراحت شود و لهجه و صدایش به اطفال می ماند که دارد از عقده گریان می کند.
2 ــ بی توجهی مهمانان: در جریان صحبتها و سخنان سخنرانان، خیلی از مهمانان که از کابل آمده بی توجه بود. بی توجهی آنها گاهی خیلی نا مودبانه بود، وقتی استاد اکبری صحبت می کرد، دو تا از معینان را دیدم که خواب خوش می زد و دیگری هم مسیج می نوشت و یا با تیلفونش "گیم" می زد.
غرور و بزرگنمایی عبدالهی که خود روزگاری کاندیدای پست ولایت بامیان بود، خیلی خوب احساس می شد و برازنده بود.
3 ــ ضعف سناتور رهایی: اینکه مقامات که از کابل آمده بود، چگونه بود؟ زیاد قابل بحث نیست. زیرا انتخاب آنها به صلاحیت ما نیست. اما سناتور رهایی آنروز خیلی پراکنده و بی ربط صحبت می کرد. من فکر می کردم که در دور قبل ممکن ایشان تجربه ی خوب اندوخته باشد و توانایی صحبت در جمع را یافته باشد، اما هرگز.در جریان صحبت ایشان خیلی از بامیانیها مانند من از شرم آب می شد.
"دردمند بامیانی" هستم