غرور والی
غرور والی
دراین اواخر والی بامیان غرور خاصی پیدا کرده. البته من از کسی که غرور داشته باشد خیلی خوشم میاید به شرطیکه غرورش تو خالی نباشدٰ در غیر آن به آن میگویم "پوک"
نهایت غرور حبیبه سرابی زمانی ثابت شد که در افتتاح منارگلزار شهدا وی با انتقاد شدید از بعضی بامیانیها گفت:" کسی به من منحیث دختر هزاره و یک زن احترام نگذارند؛ درست است که من یک زن هستم اما بهتر از هر مردی کار می کنم . کدام والی به اندازه من کار کرده که از من انتقاد می کنند؟ آنهایکه لقب "بیلدوزر" را گرفته اند بسیار نقاط ضعف هم دارند و کارهای خلاف می کند..."
خیلی توی دلم شور می زد که شاید یکی از این اشتراک کنندگان جوابی به این والی بدهد که خانم سرابی لطفا سر به گریبانت ببر و به اطرافت نگاه کنٰ ما نه نان برای خوردن داریم و نه برق برای روشنایی. تا هنوز سرک ما خامه و مردم ما د رمغاره ها زندگی می کنند؛ پس این لاف و پتاقت را بگذار به تاق بالا. اما مردم بامیان همه مثل"قلوخ چشم دار" به طرفش می دیدند و کله می جنبانیدند و در آخر هم تقدیر نامه ی برایش دادند!
"دردمند بامیانی" هستم