ناگفته های از تظاهرات اخیر در بامیان

ناگفته های از تظاهرات اخیر در بامیان

اصل خبر: مردم بامیان بدلیل توجه نکردن حکومت مرکزی و نداشتن برق دست به یک اقدام نمایشی نمودند و با ساختن یک "الکین" (فانوس) بزرگ به تظاهرات پرداختند.

تعداد اشتراک کنندگان: ارقام تخمینی  300 ــ 350 نفر

سخنرانان: صادق علی یار و بابه محسنی

برگزار کنندگان: بنیاد توازن( عبدالله برات،صادق علی یار، استاد ابتهاج)

محل تظاهرات: از آخر بازار الی سر بازار بامیان

حاشیه های تظاهرات:

معمولا آنهایکه با هویت اصلی می نویسند یا برا حفظ نان یا برای نگهداشت نام واقعیت هارا نمی نویسند به همین خاطر گفته اند تاریخ را همیشه آنهایکه پیروز شده اند نوشته است. به همین دلیل من این آدرس را برای اینکه شهرت و نامم سبب اطلاع رسانی نادرست نگردد ایجاد نموده ام. من ادعا ندارم که آنچه می نویسم عین واقعیت است.بلکه به نظر خودم درست است و مجبور هم نمیکنم همگی آنرا بپذیرند.

اولین سخنرانی داغ صادق علی یار بر علیه والی: صادق علی یار برادر والی اسبق بامیان است.عالمی است برجسته در سطح بامیان،سخنران خوب، با معلومات نسبتا وسیع. از نگاه شخصیتی هم در میان برادران با نام نیک یاد می شود. ــ البته حدیث های در ریاست کردن اخیرش در حلال احمر وجود دارد ــ

در ابتدا حدس زده می شد که وی تمام تلاش خود را برای تضعیف خلیلی در بامیان به کار خواهد برد و به نحوی از ایشان باج گیری خواهد کرد، اما سخنرانی اخیرش نشان داد که نه! وی دارد کم کم از سرابی نیز انتقام برادرش را می گیرد. سخنانش در جمع تظاهرات کنندگان، جالب، فصیح و برنده بود.خلیلی را خوب کوبید و والی را هم به خاک زد.

چابلوسی بابه محسنی : بابه محسنی از مرکز بامیان است. وی هم ملا است هم دمبوره نواز، شروع کار سیاسی اش با حزب حرکت آغاز گردیده بعد احزاب زیادی را خورده. مردم بامیان به بابه محسنی لقب پولیس ضد شور والی را  داده است. وی در هر محفلی حضور دارد ، دل هیچ کس را نمی رنجاند و حرف مفت  هم نمی زند. هرطرف پیروز بود بابه همانجاست. در تظاهرات شورای ولایتی دو طرفه زد. یکطرف جواد ضحاک هم حزبی و همکار دیرینش قرار داشت و طرف دیگر جلالت مآب سرابی. وی در آن زمان در زیر هردو تخمی گذاشت تا ببیند کدامش چوجه میدهد. تا اینکه از ضحاک گندید و از والی به ثمر رسید.

بابه در تظاهرات دیروز انتقادی کوتاهی از دولت مرکزی داشت و مسئله کم کاری و ناتوانی سرابی را زیر زبان کرده گذاشت.

ابتکارات عبدالله برات: برات از شهیدان مرکز بامیان است. شهیدانیها در جنجال جور کردن و جنگ کردن معروف است.هر جنگی در شهر بامیان صورت بگیرد بدون رفتن در محل جنگ همه میدانند که شهیدانی است.مردم به عبدالرحمان شهیدانی رای دادند "که سیاف را در پارلمان بزند". بی سوادهای شهیدان جنگ لفظی و فیزیکی می کنند. برات سواد نیمه بند در گمانم دارد، اما سوادش درحدی نیست که خصوصیت شهیدانی بودنش را تحت الشعاع قرار بدهد. جنجال جور کردن کار اوست، سرابی را بی آب کردن هدفش. اگر تاریخ بر بگردد شاید تنها کاری که والی بامیان بکند اینست که برات را از پهلویش جدا نخواهد کرد.

بنده به نوبه خود از ابتکارات برات سپاسگذاری می کنم. طرح کاهگل سرک، کاندید محراب کربلایی.تقدیرنامه خر، سناتور در کراچی و ساختن الکین بزرگ از ابتکارات ایشان است و خوشبختانه پولی هم دارد تا طرحش را عملی کند.

چوك فانوس

چوك فانوس

امروز صدها تن از مردم باميان بخاطر نداشتن برق در اين ولايت دست به تظاهرات زدند. در شعارهاي كه با خود حمل مي كردند نوشته بود:"تا كي خاموشي" ما برق مي خواهيم، ما صلح داريم اما نه كار داريم به برق و...

اين تظاهرات بنياد توازن راه اندازي نموده بودند و در اخير چوك مقابل خانه خليلي را "چوك الكين نامگذاري نموده" و الكين بزرگي در آن آويزان نمودند.

نا گفته اين تظاهرات چند روز بعد خواهم نوشت.

اندر باب نشریه های جدید در بامیان

اندر باب نشریه های جدید در بامیان

شهر بامیان در این اواخر شاهد به میان آمدن نشریه های قارچگونه ی اند. در طول سالیان اخیر بیشتر از ده نشریه متولد اما قبل از بارور شدن مرده اند و به زباله دانی تاریخ بامیان پیوسته است.

اولین نشریه های که من شاهدش بوده ام و به دسترسم قرار گرفته اینها بوده: سیمای بامیان، اندیشه، جوانان،تفاهم،برگ سبر، بامیان، سیمای جوان، پیک دانشجو،خبرنامه شورای ولایتی، توازن، پرسشکر

منتقد ترین و تاثیر گزار ترینش به نظرم  اندیشه بود، با خاصیت مطبوعات زرد. یعنی وارد حریم خصوصی مردم مخصوصا مقامات می گردید، روی به عوام زدگی میاورد  بوی شایعات میداد و ...

اما نشریه های جدید که تازه به خانواده مطبوعات پیوسته توازن و پرسشگر است. توازن ارگان نشراتی بنیادی توازن است. بیشتر به انعکاس کارکرد و گزارشات همین بنیاد می پردازد.پرسشگر که تازه اولین شماره اش به چاپ رسیده و طوریکه دیده می شود یک عده تندرو های افراطی  بامیان مثل سید حسینی مدنی و سیدکبیر تابش  چاپش می کنند. در اولین شماره اش مصاحبه بشردوست را در رابطه به بامیان به نشر رسانیده که فقط والی این ولایت را یک مادر و خواهر دشنام نداده دیگر هرچه به زبانش آمده گفته. زیر عنوان پرسشگر که اسم نشریه است نوشته است " منتقد ــ مستقل ـ" مستقل بودنش معلوم نیست اما برای یک شماره  نباشد اولینش منتقد است.

طرح و دیزانش معقول و مطالبش با آنکه از عوام زدگی ، خصومت و تعصب داد می زند اما متنوع می باشد.

 

ظهور این نشریه های منتقد شاید سبب شود تا نشریه های دولتی بامیان دست از نمایش عکس خانم سرابی بردارد و به محتوای آن توجه بیشتر نماید تا باشد که "بینی" ما کمتر   پیش فرهنگیان دیگر شهرها بریده شود.

بامیان سرزمین بد بختی ها

بامیان سرزمین بد بختی ها

شاید گذارش ویژه تلویزون طلوع که از بامیان تحیه شده بود و در شب پنجشنبه پخش شد دیده باشید.

این گذارش 15 دقیقه ی بیشتر روی وضعیت مالی مردم بامیان می چرخید تا مسایل دیگر.

در این گذارش نشان داده می شد که تعداد از مردم بر اثر نبود مسکن در مغاره ها سکونت دارند و سخت در عذاب اند. وجود حشرات گزنده از مار تا ملخ  هر لحضه زندگی شان را تهدید می کند و مرگ را برای این خانواده ها نوید می دهد.

از این که بگزریم مردمان ی را در شهر و بازار به تصویر نشان می داد که از بی کاری سخت رنج می برند و یکی از اینها گفت که ده روز می شود که هیچ کاری نیافته است و جوان  دیگری که از کشور ایران اخراج شده است و  در مقابل دوربین از بی کاری و بی سرنوشتی اشک ریختاند، و  دل هر کافر سنگ دل را سخت می تپاند.

من تا به حال در عمر کوتاه ای که دارم ندیده بودم که جوانی بخاطر بی کاری و بی سرنوشتی اشک بریزد و آن هم در پیش چشم مردم، چه برسد که در مقابل دوربین یک رسانه.

 نبود آب آشامدنی برای خانواده ها از دیگر مشکلات بود که در این گذارش انعکاس یافته بود.

کمره  زندگی پسرک ی را به تصویر کشیده بود که فقط مسولیت اش آب تحیه کردن بود و بس.

این پسرک شاید بیش از 12 سال عمر نداشت و در گفت گوی کوتاه ی که داشت، گفت که مسافت راه رفت و برگشت از خانه   تا جای که آب می آورد، دو ساعت است.

او از آرزو هایش گفت و از خواسته هایش لب به سخن گشود. او گفت که می خواهد داکتر شود در آینده، تا از این طریق به مردمش خدمت ای انجام داده باشد.

او چند خواست عمده از دولت داشت که شاید توانسته باشد که خواسته های تمام مردم بامیان را در این چند جمله کوتاه اش انعکاس داده باشد. او می گفت که دولت باید برای مردم آب آشامدنی تهیه کند و شفاخانه بسازد و مکتب تاسیس نماید. اما او بیش از هر چیز دیگر روی مکتب تاکید زیاد داشت.این سخنان او به قدری طنین انداز بود که بی اراده اشک از چشم مان جاری می شد.

این گذارش صحنه دیگری از زندگی اجتماعی- فرهنگی مردم بامیان را هم به نمایش گذاشت.

جمع شدن جوانان و محصلین بامیان در مغاره ها، برای جلسات منظم دانش جوی.

روز گاری این مغاره ها مکان مناسب بود برای مبحث های بودایی و نقطه اوج در گسترش مذهب بودایی.و   مذهب بودایی از  همین جا به جای های دیگر گسترش داده شد.

اما امروز جوانان بامیانی در این مغاره ها بعد از قرن ها جمع می شوند و سنت آبایی شان را زنده می کنند و روی موظوعات مختلف به تبادل افکار می پردازند.

و به خوبی در چهره  هر یک از این جوانان امید  فردای بهتر موج می زند. و به سرزمین بامیان اعلام می دارند که تو سزاوار بهتر از  این هستی و می خواهند شکوه چند هزار ساله این ملک را دوباره برگردانند.

نا گفته های  از تظارهات اخیر در بامیان

نا گفته های  از تظارهات اخیر در بامیان

برگزار کنندگان تظاهرات: عبدالله برات، صادق علی یار، استاد موسی شفق قوم یاری، سید کبیر تابش، استاد ابتهاج

تعداد اشتراک کنندگان 200 ــ 300 تن.

محل برگزاری: آخر بازار ــ سر بازار

سخنرانان: صادق علی یار، کبیر تابش، استاد موسی شفق

بیشترین نفع را در این تظاهرات، عبدالله برات از آن خود نمود بخاطریکه ایشان با برگزاری هر تظاهرات فن سازی نموده از کشورهای دیگر پول بدست می آورد.

در قدم دوم صادق علی از استاد خلیلی با این رویش عقده گشایی کرد. زیرا " بابه علی یار" پدر صادق شخصی بود که استاد خلیلی توسط آن به قدرت رسید اما در حال حاضر خانواده علی یار خانه نشین اند.

حاشیه های تظاهرات:

اکثر بانیان این تظاهرات از ولسوالیهای بیرون از مرکز بودند. بدون شک مردمان مرکز بامیان به فرمایشات ایشان گوش نداده کمتر حاضر به تظاهرات می شدند. عبدالله برات با استفاده از زیرکی همیشگی سیدکبیر تابش را از مرکز بامیان در حلقه خود آورده تا بدین طریق مردم را جمع نماید.

زمزمه های نیز وجود دارد که عبدالله برات شکر رنجی که بین خانواده علی یار و خانواده تابش( مدبر، شفق، مرتضوی و شکوه و...) وجود داشت توسط یک دعوت از بین برده.

شکر رنجی زمانی پیدا شد که سادات بامیان به سرکردگی شفق( برادر بزرگتر تابش) به حمایت از سرابی به علیه والی اسبق (رحیم علی یار) دست به تظاهرات زدند ــ شعارهای سرک سنگی و والی یکاولنگی زمزمه خاص و عام است ــ .اما وقتی سرابی به قدرت رسید با حامیان اولی پشت کرد و دوستان جدیدی یافت.

ظاهرا استاد محقق نیز از معرفی سناتوران انتصابی خوشنود نبوده زیرا این  تظاهرات قلیل را بسیار انعکاس داد و به کابل نشینان طوری وانمود کرد که طرفداران و حامیان وی این کار را کرده است.ــ ممکن دست ایشان در پشت تظاهرات باشد.

شعارهای منطعه گرایی " از قول ما! نه از قول خویش" به مزاق بسیاریها خوش نیامد و خبرنگاران چون علی عرفان که همیشه به جیب می اندیشد این بار به قریه اش اندیشید. هیچ گونه خبری ازتظاهرات را مانند غفاری به نشر نرسانید، زیرا ایشان از میدان وردکند و ازهم ولایتیهای  استاد خلیلی

حقایق پشت پرده تیزاب پاشی بر صورت مامون

حقایق پشت پرده تیزاب پاشی بر صورت مامون
از داستان تیزاب پاشی بر صورت مامون همه ی تان با خبرید. این را هم میدانید که پدر شخص حمله کننده گفته است به دلیل داشتن رابطه نامشروع زهرا موسوی با رزاق مامون پسرش دست به این کار زده. آیا این را هم میدانستید که زهرا موسوی از سادات مرکز ولایت بامیان و از نزدیکان و اقوام یکی از وبلاگ نویسان این قوم است؟
برای بدست آوردن معلومات بیشتر به این آدرس مراجعه نماید.
http://hussainzahedi.blogfa.com

دیدنی های دبی

دیدنی های دبی
مدتی هست در دبی به سر می برم. گفتنی های زیادی دارم از این شهر. بامیانیهای زیادی را ملاقات کردم. از این هم واقف شدم که کدام مقامات در اینجا زر اندوخته اند. جالبتر از همه که دریافتم بسم الله بامیانی نویسنده کتاب بامیان از اوایل اسلام تا تا جنگهای داخلی در این شهر زندگی می کند. وی از تاجیکهای مرکز بامیان است و در کتاب خود فحش های فراوانی به هزاره ها داده است.
حال دیدنی های از دبی:

دبی شهر زيباي دبي مرکز مهم تجارت و توريسم در خاورميانه شهري جذاب و ديدني. دبي در سواحل شرقي شبه جزيره عربي واقع شده و به دهکده قديمي حنا ختم مي­شود. از ميان هفت امارت، امارات متحده عربي، دبي با مساحت 3885 کيلومترمربع دومين شهر اين کشور محسوب ميشود. دبي از جنوب با ابوظبي و از شمال با شارجه و از جنوب با سلطان نشين عمان هم مرز است. دبي به عنوان يک شهر بين­المللي و چند مليتي نشانگر فرهنگهاي بي­شمار است. تعداد زبانهايي که در اين شهر صحبت مي­کنند يکي ديگر از دلايلي­ست که ماهيت بين­المللي بودن اين شهر را نشان مي­دهد. با وجود اين شهر دبي در حفظ ميراث غني فرهنگي خود موفق بوده است. خور دبي منطقه مرکزي و تجاري دبي را به بخش ديره در شمال و بردبي در جنوب تقسيم ميکند. اين دو بخش شهر از طريق يک تونل و چند پل به هم مرتبط مي­شود. در هر بخش شما شاهد مساجد زيبا، بازارهاي شلوغ، ساختمانهاي عمومي، مراکز خريد، هتل­ها، برج­هاي اداري، بانکها، بيمارستان­ها، مدارس، آپارتمانها و ويلاها خواهيد بود. يکي از راههاي جالب ديدن از دبي رفتن به خور دبي است. در آنجا شما تاکسي­هاي آبي (abra) را مي­بينيد که در عرض خور رفت و آمد مي­کنند. شلوغي بارانداز و تخليه و بارگيري کشتي­هاي سنتي عربي (Dhow) بادگيرهاي زيباي منطقه (bastakia) کوچه­هاي باريک بازارها، خانه شيخ سعيد در شندغه (shandagha) دژ باستاني آل فهيدي (al fahidi) و .. را مي­بينيد. همچنين مي­توانيد از آبهاي خليج، معماري منحصر به فرد برج العرب، جزاير شگفت­انگيز پالم (Palm Island) و ورلد آيلند (World Island) را ببينيد. شهر را زيبا مي­يابيد با جاذبه­هاي فراواني همچون موزه مسجد جميرا، پارک­هاي نشاط آور (پارکهاي آبي) سافاري، اتوبوس شگفت­آور (Wonder bus) و ... خور دبي شهر دبي را به دو بخش ديره و بر دبي تقسيم کرده. دو پل به نام­هاي قرهود و آل مکتوم که از روي خور و يک تونل به نام نفق الشندقه که از زيرآب مي­گذرد اين 2 قسمت را به هم مربوط مي­کنند. (ديره در شرق- راست- و بر دبي در غرب- چپ- قرار دارند) ديره محلي بازاري، سنتي و قديمي و کارگري است. اما بخش بر دبي محلي است که مسئولين دبي قصد دارند از آن شهري مدرن با بافت مدرن درست کنند. خيابان شيخ زايد با ساختمان­هاي مجلل و بلند بناست پائين شهر جديد دبي شود که بزرگ­ترين برج دنيا را در خود جاي خواهد داد. بالاي شهر دبي، ساحل کناري جميرا خواهد بود با انواع ويلاهاي مجلل چندين ميليون دلاري و پالم­هايي که در دل خليج فارس پي­ريزي و بنا شده. حدود 50 درصد سرمايه وارد شده در سالهاي اخير به دبي از طريق بخش املاک بوده به طوري که متقاضيان با خريد خانه­ها و آپارتمان­ها به صورت هوايي و 99 ساله، صاحب امتياز اقامت خواهند شد. قبلا اختيار خانه بدون اجاره کردن آن براي بيگانه­تباران امکان­پذير نبود.

ظهور مُلای زن و سینه زنی زنانه در بامیان

ظهور مُلای زن و سینه زنی زنانه در بامیان

این مبحث فقط جنبه خبری دارد تا سیاسی ــ دینی. راستش نمیدانم که فقه تشیع در این مورد چگونه صراحت دارد؟ آیا یک زن می تواند در حضور مردان بر "منبر" که جایگاه پیامبر اسلام است بنشیند و بر مردم موعظه کند؟مهم تر از آن آیا زنان اگر سینه بزند که صدای آنرا مردان بشنود از نگاه شرعی چه حکمی دارد؟

 در این عاشورای حسینی به چیزی جالبی برخوردم. دوستی پیام داد که خانمی است در مرکز بامیان که منبری را بخود اختصاص داده و مانند مردان بر مسند پیغمبر می نشیند و وعظ می کند.بعد هم در اخیر زنان دیگر نوحه  ویا به قول معروف ــ  برسینه ــ می خوانند.دختران و زنان دیگر مانند مردان بر سینه خود می کوبند.

ابتدا باور نکردم، اما بعد از رفتن در دره ی اژدر این حرف حقیقت از آب برآمد. خانم زینب رضایی،رییس موسسه الغوچک که خود کاندید پارلمان جنجالی امسال نیز بود و گفته می شود یکی از اعضای کلیدی حزب افغان ملت در بامیان است، با آب و تاب سخنرانی کرد و بعد هم با آواز شیرینش روضه ی خواند.

بعد از ختم روضه، زنی نوحه  خواند و زنان و دختران دیگر در حضور مردان بر پستان شان  زدند.

این مسئله نه تنها در بامیان که شاید در جهان بی نظیر باشد.شاید تعریف جدیدی از فقه تشیع در این بلاد صورت گرفته است؟ وقتی رادیو بامیان صدای نازک و زنانه ی خانمی را مکرر پخش می کرد که نوحه را به سبک عاشقانه می خواند، و صدای سینه زنی زنان که خیلی هم نا متوازن و به قول بامیانیها "تپک" می کردند، همه را به حیرت آورند.

شما چه فکر می کنید که آیا سینه زنی زنان در حضور مردان از نگاه شرعی چه حکمی دارد؟

شورای علمایی بامیان مهر سکوت بر لب زده و چیزی بیان نمی کند؟

در گذشته ها شیخی بود در قریه ی ترغایی پنجاب،تاکید حرفش بر این بود که شنیدن حرف نا محرم برای مرد گناهی بزرگی است پس اگر آن مرحوم مغفور درست می فرمود پس سخت گناهکاریم ما بامیانیها که هم صدای نوحه خواندن و هم صدای سینه زدن زنها را می شنویم

دزدان نفت بهایی این مواد را به بامیان تقلیل دادند

این مطلب شاید برایتان عجیب باشد که در بامیان دزدان نفت چه می کنند؟ و اگر هم باشند از کجا باید نفت را بدزدد.

در این اواخر یک شرکت کوریایی، سرک یکاولنگ ــ بامیان را می سازد. افغانیها به کمک بنگله دیشی ها به حدی از این شرکت دزدیده که آنها نزدیک است پا به فرار بگذارند. افغانها از نفت شروع تا هرچه بدستش آمده زدیده. قرارداد طوری است که ماهانه به هروسایل مقدار کرایه میدهند اما نفت آن به دوش کوریاییها است. بعد از اینکه کوریاییها به این نکته پی بردند به هر تانک موتر، قفل ساخت و کلیدش هم در نزد  مسئول کوریاییهاست. اما افغانها در این کار آنها هم راه حلی یافتند.در بازار آدمده از جای دیگری از تانک را سراخ نموده و یک "نت و بلت" می شاند تا در موقع ظرورت باز کند.

شرکت کوریاییها به آمر امنیت این ولایت (حاجی قدسی) رشوه ی فراوان دادند. خانه بزرگی در شهر جدید در دو طبقه پخته ساخته است. اما ایشان فقط توانسته جلو مزاحم ها را بگیرند نه دزدانرا .

روز جمعه وقتی از یکاولنگ برگشتم.در سرای کفایت متوجه گردیدم که بیلر های فراوان نفت به قیمت بسیار نازل به فروش می رسد. اگر دوستان مایل به درست و اشتباه بودن این حرف دارد می تواند به سرای کفایت و سرای صدایت برود

حمایت آمریکا از خانم سرابی رسانه یی شد.

حمایت آمریکا از خانم سرابی والی بامیان رسانه یی شد

در ولایت بامیان بارها این حرف زمزمه می شد که خانم سرابی مستقم از سوی آمریکا حمایت می شود. اما این زمزمه ها را مردم زیاد جدی نمی گرفتند و بیشتر تصور کارشناسان در امور بامیان چنین بود که این گونه تبلیغات از سوی کریم خلیلی صورت می گیرد. اما دیشب تلویزون طلوع با استناد به تحقیقات کلید گروپ این مسئله را رسانه یی ساخت و آبروی این خانم محجبه را به باد داد! در این گزارش گفته شده است خانم سرابی از جانب آمریکا ، والی هلمند از جانب انگلیس و والی قندهار از جانب کاناداییها مقرر شده و کرزی صلاحیت برای برکناری آنها ندارند مگر اینکه مردم خود دست و آستین را بالا زنند.حبيبه سرابي بدون ترس و هراس از افكار عمومي با افتخار تمام گفته است كه آمريكايي ها از وي حمايت مي كند. او كه در گذشته وزير زنان در كشور نيز بود، بيش از پنج سال است كه والي باميان می‌باشد. وي گفت: "چند سال قبل وقتي خانم لورا بوش، خانم رییس جمهور آن وقت امريكا به باميان سفري داشت، در حقيقت اين سفر براي حمايت از زنان افغانستان به ويژه از من بود." از وي پرسيده شد كه چگونه فهميديد كه خانم بوش از شما حمايت می‌كند، با خنده گفت: "بلي وي بعد از اين سفر در كنفرانس پاريس شركت نموده و حمايت خود را از من اعلام داشت. آن‌ها حمايت‌هاي بسيار قوي از من داشتند."

از وي پرسيده شد كه اكنون لورا بوش در قدرت نيست پس در امريكا كي از شما حمايت می‌كند تا به پست ولايت باقي بمانيد؟ گفت: "دقيقاً كساني هستند در ايالات متحده امريكا كه از من حمايت كنند. من به صورت مشخص نام گرفته نمی‌توانم، شايد يكي از آنان خانم هيلري كلینتن باشد."

خانم سرابي كه سال‌هاي زيادي براي تحقق حقوق زنان به عنوان يكي از فعالان مطرح زن بوده است، گفته می‌شود كه از فعالان و اعضاي ارشد "راوا" (جمعيت انقلابي زنان افغان) است كه در مخالفت و تضاد خصمانه با تنظيم‌هاي جهادي قرار دارد. اما خانم سرابي عضويت در راوا و هر گروه سياسي ديگر را رد نمود. وي تأييد كرد كه برخي از حلقاتي در باميان اند كه با تنظيم‌ها و گروه‌ها ارتباط داشته و نمی‌توانند او را به صفت والي تحمل كنند: "براي من مهم نيست كه آنان مرا تحمل می‌كنند يا نه." ‌ بقیه گزارش را در ادامه مطلب در اخير صفحه بخوانید.راز تقرری والیان

ادامه نوشته